وحدانیت و مصطفی

وحدانیت و مصطفی

مژدهٔ بعثت محمد(ص) در تورات و انجیل‌

اثر داکتر رؤ ف روشان

شاهپر های سفر بر شانه کردم

قصد زمانه های بیگانه کردم

در ز ما ن به گذ شته رفتم

به استناد شواهد ونوشته رفتم

د یدم در سرزمین سینا

قومی‌ آغشته بود در گناه

به وسوسهٔ ابلیس میگفتند

موسی‌ بر نمیگردد

شب سیاه ما سحر نمیگردد

مگر آنکه معبودی دگر

بسازیم وپرستش کنیم ازسر

گوساله ای از زرناب

سر شتند به شتا ب

گوساله ای سا مری بیجان

گذاشتند برسکویی‌اندر میان

بدور آن یهودی زنان

با جامه های پرزالوان

بند های زر بسته بر کمر

با پازیبهای سیمی‌ یا از زر

وعشق و هوس در سر

طنین طبل دف ها یشان

هوس آفرینی‌ حرکات ورقصها یشان

در وادی سینا میپیچید ند

و ازان آهوان مسلمان میرمیدند

یهودان نا سپا س بدور معبود خود ساخته

دررقص بودند و بر معبود بیجان دلباخته

اما دل هارون گریه میکرد

ولی‌ ابلیس سرازپا نمیشناخت، خنده میکرد

روز هایی‌ چند شدند

از بلندی های طورندا هایی‌ بلند شدند

و موسی‌ برگشت، مویش سپید

و دستاوردش از بارگاه حق پرازامید

کلیم الله تورات آورد

برای قوم پرازاشرارخیرات آورد

و چنان بود که قوم سرگردان

تشویق شدند به پرشتش یزدان

که واحد است از شرک مبراست

که ورا شایسته حمد است وثنا ست

دانشمند معاصر افغانی‌

خواجه بشیراحمد انصاری

این نکته را کرده است بر ملا

که به پیامبران پیشین

درمورد محمد مصطفی‌

چه میگوید خدا

در ترانهٔ ترانه های تورات

درمورد محمد پیامبربرگزیدهٔ خدا آمده است

سخنش از شیرینترین سخن ها است

او محمد بزرگ است

او دوست محبوب و صادق من است

ای دختران یورشلیم

ولی‌ ابلیس آرام ننشست

براین قوم وآیندگانش برگشت

ایشان را گفت تورات را از سر نویسند

و دران آنچه ‘”رابای'” ها خواهند مکرر نویسند

ولی‌ از بشارت بزرگ تورات

مبنی‌ برآمدن پیامبری سترگ بکاهند

و نام محمد را که اسم است در تورات

صفت بخوانند نه موصوف

آنگاه خداوند معجزه آفرین

عیسی‌ را ازبطن مریم فرستاد برزمین

کو انسان ها را از خطا وارهاند

و به جانب صفا بخواند

اراده کرد عیسی‌ را قدرت بخشد

که بیماران لاعلاج را صحت بخشد

و حیات رفته را بازگرداند

باشد که انسان رو به نماز گرداند

عیسی‌ پیامبری از بطن مریم

انسانی‌ بود خواهان صلح و سلم

مهربان و شکیبا

خدا جوی و مردمان را راهنما

آنانکه به دین او گرویدند

شیدای سیرت او گردیدند

او را مقا می‌ دادند وا لاتر از انسان

ولی‌ پیروی کردند ازوسواس شیطان

گاهی‌ خدایش انگاشتند

گاهی‌ پسرخدایش خواندند

ارشاداتش را تنی‌ چند ازحواریون

نوشتند و انجیل ها کردند تدوین

و انجیل ها را که نقل از کلام پیامبر بود

نوشتند تا آنجا که ایشان را در سر بود

هرازگاه بران مطلب افزودند

یا ازان مطلب کاستند

بیش از شش صد سال

انجیل در گرو کلیسا ماند بدینمنوال

دین مال راهب و کشیش و پاپ ماند

و انجیل ها در کنج کلیسا بدون نقل و چاپ ماند

انصاری افغانی‌ اشاره میکند به انجیل برنابا

فصل چهل و چارم از زبان عیسی‌

چقدر خجسته است زمانی‌ که او به این دنیا می‌ آید

سخنم را بپذیرید

که من بسان دیگر پیامبران او را دیدم

و در برابرش عرض احترام نمودم

خداوند از روح خویش برای آنها

نبوت بخشیده است

وقتی‌ که من اورا مشاهده کردم

روح من سرشاراز تسلیت شده گفتم

ای محمد خداوند یارت باد

و خداوند مرا شایستهٔ آن بداند

تا بند کفشهایت را باز نمایم

این آیات انجیل برنابا نا خوانده ماند

و پیروان این دو دین آسمانی‌

و دیگر ادیان زمینی‌

در تاریکی‌ فرورفتند

و ابلیس باردگردررقص شد وسرور

آنگاه خداوند معجزه آفرین

به ملک مقربش جبریل امین

دستور داد شاهپرهای براقش را برشانه کند

قصد دیاری در شرق میانه کند

و درغارحرا کلام خداوند را

به محمد امین حواله کند

که محمد بهترین انسانهاست

که محمد خجسته ترین انبیاست

محمد آخرین رسول خداست

چه در دنیا چه در عقباست

اوکه رسالت خداوند را شد پذیرا

از ابهت این رسالت میلرزید سرا پا

خانه آمد و سرنهاد درآغوش

خد یجهٔ کبری

و ازان زمان گذا شت بنیاد دینی‌ را

که خد ا وند توانا برای بندگانش

برگزید درجزیرهٔ عرب ودرماورا

محمد عدل پاشید

حقیقت گستر د

هم جسمش هم روا نش زیبا بودند

چونکه امر خداوند را پذیرا بودند

اگر موسی‌ کلیم ا لله بود

اگر عیسی‌ روح ا لله بود

محمد حبیب ا لله شد

درمعراج مهمان خدا شد

با شهپر جبرییل

عازم صدره المنتهی‌ شد

از ما بر وی و بر ال و اصحابش درود

چون ما را راه راست و راه حق وا نمود

وآنگاه خداوند گفت

امروزدین شما را برای شما تکمیل کردم

و راضی‌ شدم اسلام دین شما باشد

پس ای محمد بر تو درود که به امرخدا

جهان و انسان را از تاریکی‌ جهل

به روشنایی‌ علم گشتی‌ راهنما

اکنون بر ماست اسلام را در جهان

سربلند کنیم

و مسلمان را اوج دهیم وارجمند کنیم

خاصتا ً امروز که دشمنان

شمشیر کین آخته اند

واندرکمین نشسته اند

بها نه میجو یند

فرصت میتراشند

مسلمان را شرمنده کنند

یا آنکه امت اسلام را بنده کنند

دلو ۱۳۸۸
فریمانت، کلیفورنیا