تندیس برهنه

 

تندیس برهنه

اثر داکتر رووف روشان

چشمانش

صورتش آرام اند

لبها و رخسارش

و رفتارش آرام اند

اما در اعماق آرامی‌ چشم هایش

یک بیقراری موج میزند

بیقراری ای بدنی‌

بیقراری ای جسمانی‌

مانند آنکه دلش برای چیزی

و حوا سش برای چیزی در تپایش اند

مانند آنکه پوست بدنش

در التماس تماس است

مانند آنکه جسمش تشنه است

مانند آنکه تشنهٔ عشق است

تشنهٔ محبت انسانی‌

تشنهٔ محبت جسمانی‌

عطری که برخود افشانده است

نگاه آرام و پر استفهامش

بر دل من چنگ میزنند

بر حواسم رنگ میزنند

و تبسمش با عطر می‌ آمیزد

و بر دلم عشق میگمارد

و چشمان برهنه ام

او را مانند تندیسی‌ برهنه میبینند

و سپس بر پاکی‌ و سپیدی جسمش

خو شحالی‌ میکنند

ولی‌ در عمق چشمان او

نا قراری موج میزند

تمنا میرقصد

هوس جلوه میکند

حوت ۱۳۸۹

فریمانت، کلیفورنیا

 

CategoriesUncategorized