من و پروانه و باد

من و پروانه و باد

 

نوشته ي داكتر رووف روشان

 

من و پروانه و باد

از يك قماشيم

ميوزيم

بر خاكستر عشق هاي سوخته

بر گل هاي چمن

بر امواج سر گردان دريا

 

ثور ١٣٩٣

فريمانت، كليفورنيا

آخرين سكه

آخرين سكه

 

نوشته ي داكتر رووف روشان

 

آخرين سكه ام را باختم

فلزِ ماشين، سرد بود

رنگ هايش روشن

و براي مردمان ديگر

ميخنديد

و زنگ هايش نغمه ميسرودند

 

ثور ١٣٩٣

فريمانت، كليفورنيا

آسمان گريه كرد

آسمان گريه كرد

 

نوشته ي داكتر رووف روشان

 

آنشب آسمان بيشتر از من گريست

پتوني ها پژمردند

و گلبرگ هاي نسترن بر خاك ريختند

نيمه هاي شب ابرها پاره شدند

فروغ نوراني ماه از شگاف ابرها

بر باغ تابيد

غزال در صحرا چميد

و گنجشك تخم هايش را

زير سينه در آغوش كشيد

و من ياد ترا گرامي داشتم

و ديگر نگريستم

 

ثور ١٩٩٣

فريمانت كليفورنيا

ابريشم خيا ل

ابريشم خيا ل

 اثر داكتر رووف روشان

 

از تار هاي نازك ابريشم خيال

نقش  ترا ازگُل رويا كشيده ام

 

زلف سياه ترااي پري دريايي

چون خيال خوش ازدل درياكشيده ام

 

حرف حرف عشق از فرهنگ هاي پاك

يك بيك گرفته شرح توزيباكشيده ام

 

چشم ترا بهتر ز غزالان بيشه ها

روي توبهتر زخوبان همه دنياكشيده ام

 

لبهاي گلاب رنگ ترا،ز سر شوق

شيرينترزشهد همه گُلهاكشيده ام

 

اي خوب من زيباي من اي نازنين نگار

رنج عشق تو به تاريك شبها كشيده ام

 

شبهاي تار تا روشني روشان مِهر روز

اي نازنين ناز ترا سرتا بپا كشيده ام

 

ثور ١٣٩٣

فريمانت، كليفورنيا