از مغاک تا به ماه

از مغاک تا به ماه

از:
داکتر رووف روشان


از مغاک تا به ماه
از مهر تا بستر دریا

ازکهکشان تا کهکشان
در گوشه های جهان

تمنا را در نگهت گل
هوس را در چشم ، در دل

حیرت را در دماغ
رنگ را در باغ

آیینه را در تماشا
سوالها‌ را از آسمان ها

رایحه را بر بال نسیم
شبنم را بر گلبرگ

خون و جنون را
در دل و دماغ دیوانه های قدرت

دیدم و شنیدم لب بدندان گزیدم
عشق را و اندیشه را گزیدم

هیچ جوابی‌ از آسمان
از جهان نکشیدم، نشنیدم

سرگشته و حیرت زده
کوچه باغهای اوهام و ابهام
را دویدم
به جایی‌ نرسیدم

از خودم پرسیدم
به تا به کی‌
تا کجا؟

CategoriesUncategorized