دوام لحظه ها

دوام لحظه ها

از:
داکتر رووف روشان


از حصار کالبد برون شدم
جهانی دیدم همه‌ آغاز همه‌ انتها

هر طرف نگاه کردم نی مرزی بود نی‌ حدی
هر لحظه آغازی بود و هر لحظه دوامی

زمان را جستم تا لحظه را دریابم
وجود زمان را از حرکت دریافتم

ولی‌ نفهمیدم چیست؟ آغازش کجاست؟
دوامش چراست؟

لحظه ها را شمردم
سیال بودند از بین انگشتا نم میلغزیدند

نا چار نگاهی دیگر به جهان بی‌ بدایت انداختم
برای این کار بایست دست زمان را می‌گرفتم

به گذشته‌های دور میرفتم
دیدم هر قدر میروم گذشته‌ها دور تر میشوند

از این کار بیهوده شرمیدم
بر خود خندیدم

می‌ خندیدم که جاذ به را درک کردم
عشق را فهمید م

پس این همه به خاطر عشق است
چنین بوده و چنین خواهد بود

CategoriesUncategorized