شگوفهٔ نارنج و سنجد

شگوفهٔ نارنج و سنجد

از:
داکتر رووف روشان


خوشبو های بیشمار شنیده ام
بو های ناز
از خاطره های شاد شمیده ام

بوی بتهٔ بادنجان رومی‌
بوی رشقه وگل سنجد بومی‌

مرا به گذشته ها میبرند
به رو ز های خوش صباوت
به روز های پر از سرور وسعادت

بوی عطر باران بر خاک کوچه
بوی یاسمن در باغ و در اندیشه

بوی ریشهٔ سیچ در کوهای بلند
بوی خام پنیر در خیمهٔ کوچی های ارجمند

بوی روغن زرد در مشک روستایی‌
بوی گوسفند در شام و در پگاهی‌

بوی گرم گوساله
بوی نرم گندم امساله

بوی خوش نان
عطر سحر انگیز زنان

بوی شامه نواز نسترن
بوی شاد برگ گلاب در گلبن

بوی مهر انگیزمادر
بوی جانبخش شیروبوی سبز شبدر

همهٔ این بو ها
مرا میبرند به آریانا

به گلستان بچگی‌ ام
به افغانستان آغاز زندگی‌ ام

همهٔ این بو ها را میشناسم
بیشمار بو های دگر را میستایم

بوی طفل نو زاد در لباس اطلس را
بوی آرام بخش کتاب مقدس را

بوی خوش آشنایی‌ را
بوی مستی‌ بخش بوسهٔ شامگاهی‌ را

بوی دلدار را
بوی آشنای دیدار را
بوی هوس انگیز یار را

بو های قصه پرداز را
بوی گمراهگر گوسالهٔ بنی‌ اسراییل را
بوی خون قربانی‌ اسماعیل را

بوی یوسف را در پیرهن
بوی اشک خون آلود یعقوب را پیش مرد و زن

و به یاد می‌ آورم بوی گلاب را
روشنی‌ ماهتاب را

شب پغمان را
بوی شگوفهٔ نارنج جلال آباد و لغمان را

و بوی گل آن سنجد قشنگ
در پای مینار علم و جهل
کنار جوی شیردر نو آباد دهمزنگ

که دوباره مرا میبرد
به پنجسالگی‌
به جهانی‌ پر از صلح
پر از دوستی‌

CategoriesUncategorized