رنگ گوشت

رنگ گوشت

اثر داکتر رووف روشان

 

باران را دوست دارند

باران را مینوشند

باران را میچوشند

که طعم هیچ را دارد

اما تر است و تازه است

بیپیمانه و بی‌ اندازه است

مانند هیچ است، هر جایی‌ است

و مانند باد است که هرجایی‌ است

استقرار ندارد

قرار ندارد

هر ازگاهی‌ مسیرش را

میگذارد و براهی‌ دگر میرود

به عقب نمیبیند

پروای کسی‌ را ندارد

زلف های مهرویان را آشفته میکند

مردم را ببلای عشق آغشته میکند

و باران اواخر بهار

آن زلف ها را تر میکند

و جامه های حریر خوبان را

بر بدنهای شان می‌ چسپاند

و رنگ گوشت را برون میدهد

دلها را میجنباند

و کسانی‌ باد را دوست دارند

وقتی‌ که هنوز نسیم است

که نوازش را یاد دارد

که آزار را نمیداند

و من باد و باران را

همچنان دوست دارم

آنقدر دوست دارم

که بهار را

حتی‌ اگر باد نوحه باشد

و اگر باران غم

میزان ۱۳۹۰

فریمانت، کلیفورنیا

CategoriesUncategorized