یک شب ترا مهمان کنم در بزمگاه عشق خویش

با نغمه های جان فزا جان و دلم قربان کنم

از برای حسن تو از برای عشق خویش

از برای عشق تو جانان من مهمان من

ساز آورم آواز آورم

تار آورم با چنگ و عود ساز آورم با نای و سرود

چشمان خود حیران کنم از زیبایی چشمان تو

قلب خود لرزان کنم از لرزش اندام تو

مست شوم مستی کنم از مستی چشمان تو

با تار تار ساز و عود با نغمهٔ چنگ و سرود

در قلب تو جا وا کنم به آهنگ نرم ساز و نی

مر ترا آوا دهم با خواسته های پی ز پی

خنده کنی مستی کنی طرب کنی هستی کنی

از نوش لبت ارزان کنی سیراب کنی میزبان خویش جانان من مهمان من

عقرب ۱۳۸۸ فریمانت، کلیفورنیا