آهنگ صدای ترا از ناله‌های نای میشنیدم و به باد می‌گفتم کهسار بخود میپیچید و گلشنی از گًل بدامن می‌گرفت غزاله‌ها از باد میرمیدند ولی به ندای نای گوش میسپردند و لحظاتی چشمان زیبای خود را میبستند و آهنگ صدای تو بر دل غزالان و نوای آن بر دل من مینشست و من و باد و بید باآان آهنگ میلرزیدیم میرقصیدیم و سپاس وجود نازنین ترا میسراییدیم نسیمی که صدای ترا ملایم میکرد پر بود از نواهای عشق عشق همه بدی‌ها را از دور و بر من میزدود و من با نوای نی ترانهٔ عشق ترا میسرودم

میزان ۱۳۹۱ فریمانت، کلیفورنیا