ستاره ای از گنبد لاجوردین فرو افتاد اختران سو سو زدند ولی طارم نیلی آرمشش را از سر گرفت ستارهٔ فرو افتاده را فراموشی در بر گرفت و از یاد ها و از خاطر ها روبید کاینات زندگی را با کوکبان دگر دربرگرفت در گوشه های دیگر بسیط کاینات اختران و آفتاب های دگر زاده شدند ماهتاب های خوبرو تجلی کردند و حرکت ابدی کاینات مستدام شد آغاز و انتهایی بدیده نیامد شاید آغاز یکی انجام دیگری بود و انجام دگر آغاز اولی کی میداند آن ستارهٔ فرو غلطیده همان ستارهٔ بخت من چه شد؟ ای آسمان پس ستارهٔ بخت من کو؟

جدی ۱۳۸۸ فریمانت، کلیفورنیا