من از سرزمین انفعالات سر کشیده ام آنجا که شیمی و بیولوژی بهم آمیختند
آنجا که هستهٔ حجره را از ترکیبات عضوی انباشتند
آنجا که این ترکیبات در محدوده ای چون دیواره های حجره
زنده شدند و برای زندگی تقلا کردند، تپایش کردند
که تیزابهای هستوی آفریدند که ترکیبات هستوی ساختند
که شیمیای حجرهٔ زنده رشته های حیاتی ای
از حامض دیآکسی هستوی* و از حامض رایبو دیآکسی هستوی** ساختند
و مجال دادندانسان را چنین بسازند یا چنان بسازند
که ژن ها را مرتب کنند و از ترکیب ژن های زن و مرد
انسان نوینی ببار آورند که آن انسان یا مانند فرشته شود مهربان شود یا دیو شود، عفریت شود
که آن انسان یا عاشق شود در لابلای زیبایی ها رنگ ها و عطر ها خودش را به پاکی بسپارد
ویا خالی شود، خود پرست شود و در لایه های دسیسه و جنایت قتل و غارت ظلم و شقاوت خودش را به نا پاکی بسپارد
من از سرزمین انفعالات از سرزمین انفعالات شیمیایی
از سرزمین انفعالات بیولوژیکی سر کشیده ام
زندگی من مغلقی است مرکب از ماده و معنی
که زیر تأ ثیر انعکاسات محیطی
شخصیت پذیرفته ام
و ازماده ایکه از عشق پیوند بسته است مرا شاید که عاشق زندگی کنم مرا شاید که عاشق بمیرم
میزان ۱۳۸۸ فریمانت، کلیفورنیا
*deoxynucleic acid **deoxyribonucleic acid