اگر بهار بیاید سر راهش زمرد سبزه خواهم کاشت
اگر بهار بیاید درمقدمش از نای نورس آوای عشق خواهم سرود
اگر بهار بیاید در پایش لا له خواهم ریخت در دشت ها گل سرخ خواهم افشاند
اگر بهار بیاید شب هایش را پر ستاره خواهم کرد
بر خیمهٔ کبود چراغ ماه خواهم افروخت
اگر بها ر بیاید بدامانش نرگس خواهم رویاند و از اشک شادی ابر راهش را شستشو خواهم داد
اگر بهار بیاید دست بدست باران صخره های کوهسار پهن دشت های غزاله ها و سبزه زار ها را خواهم شست
اگر بهار بیاید برف سپید را قطره قطره به تخم گندم خواهم داد سیراب شود ساقه شود باردار شود
اگر بهار بیاید برلب جو یکجا با شر شر جویبار نغمهٔ عشق خواهم سرود و از زیبایی تو از نازنینی تو سرودی خواهم ساخت که نوای آن را نسیم از کران تا کرانه ببرد
اگر بهار بیاید چشم براه دو چشم شهلای تو جهان را پر ترانه خواهم کرد ترانه ایکه ناهید چنگی را به پایکوبی بخواند که زهره را در معبد عشق از هیبت جاذبه به شور آورد که عشق بگستراند و پاکی که گل و سبزه را مشتاق آب و آفتاب کند
و آنگاه بر ژالهٔ نوباریده شکر دوستی خواهم افشاند
واز نابی وپاکی آن شراب مستی خواهم کرد عاشقی خواهم کرد
حوت ۱۳۸۷ فریمانت، کلیفورنیا