ای خدا ای قاضی الحاجات ما از کرم می کن روا حاجات ما
ما گنهگاریم بس شرمنده ایم پر معاصی بوده اما بنده ایم
بنده ایم و بندگی ننموده ایم راه عصیان هرزمان پیموده ایم
نفس و شیطان بوده خصم جان ما بوده هر یک رهزن ایمان ما
چون تو هستی خالق جن و بشر وین بشر مایل بدی دایم بشر
از شر شیطان حمایت کن ورا حربهٔ طاعت عنایت کن ورا
حربهٔ طاعت بدستش واگذار تا بجنگد با عدوی نابکار
تا نماید نفس سرکش را علیل نزد او گردد عدو خوار و ذلیل
ای خدا ای خالق کون و مکان توشهٔ طاعت ندارم این زمان
صبح من شام است از دست گناه شام من تار است آوردم پناه
در پناه عصمتت جایم بده از کرم تاثیر در نایم بده
قاضی مسکین ندارد طاعتی خود نظر انداز سویش ساعتی
از شر شیطان صیانت کن مرا حربهٔ طاعت عنایت کن مرا
نفس و شیطان دشمن جان من است از فسون شان حراست کن مرا
عاقبت زینها عقوبت می شوم زین دو ظالم خود حمایت کن مرا
غیر درگاهت پناهی نبودم عذر می آرم اجابت کن مرا
قاضی الحاجات نبود جز تو کس قاضی می گوید حفاظت کن مرا
قطعه
ای خدا ای قاضی الحاجات ما دور گردان از کرم آفات ما
دور گردان از کرم اندوه و غم خود عنایت کن بما حاجات ما