دلی دارم ولی دلدار من نیست انیس و مونس و غمخوار من نیست

حبیبم ارجعی کردی اجابت دگر مستاجر گلزار من نیست

زمن با بلبل شوریده میگو فغانت باعث آزار من نیست

اگر خوبان عالم جمع گردند بجز وی دیگری در کار من نیست

بهر کس هر کجا آورده ام رو علاج این دل بیمار من نیست

ندارم توشهٔ از بهر عقبی خدایا طاعت سرشار من نیست

همی خواهد ز تو قاضی به زاری مرنجانی مرا کردار من نیست