هر که آید به جهان عاقبت از جان گذرد چشم بکشا همه چون یک شبه مهمان گذرد

هست از رمز فنا نکته بقرآن ظاهر غیر حق جمله بدان قافله سامان گذرد

فطرت خلق عظیم است اگر هوش کنی که نه از بهر دو نان از بر دونان گذرد

لطف حق شامل حالست کسی را ایدل که بالطاف و سخا سوی غریبان گذرد

تا توانی دل مظلوم ستمدیده مرنج آه بیچاره ز نه گنبد ایوان گذرد

هر کجا هست یتیمی نظر لطف بر او بنما تا نشود از تو به گریان گذرد

هست روشن که شود از تو رضا ذات خدا که ز نزد تو یتیمی خوش و خندان گذرد

قاضی چون دامن وصل تو بگیرد در کف نیست مشکل که رود از خود و از جان گذرد