بوده در شعبه ای دو همدفتر رتبهٔ هر دو کاتب با سر

گشته مقسوم کار هر دویشان تا نباشد نزاع چون و چنان

آن یکی مینمود صبح و مسا جهد در کار خویش بهر خدا

وان دگر اعتنا نداشت به کار خویش را یکدمی نکرد آزار

این یکی مرد زیر کار زیاد وان دگر برد اعتبار زیاد

چونکه در نزد اولیای امور تنبلی داشت وقعت موفور

دایما مورد نوازش خویش مینمودند تنبل دلریش

زین سبب شخص تنبل بیکار گوی سبقت ربود از پرکار

صبح تا شام مجلس آرا بود نی بدفتر ولی بهر جا بود

قاضی این حال را نوشت بزر باشدش تا پس از وفات اثر